سديد الدين محمد عوفى

357

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

كعبهء معظم و بناى مكرم را پست كنند « 1 » چون ميمنه و ميسره راست كردند « 2 » و قلب و جناح لشكر را به مبارزان « 3 » كارزار « 4 » و شيران صفدر « 5 » مرغزار « 6 » بياراستند « 7 » دست دعوت مظلومان و دعاى سحرگاه رنجوران در شب ديجور ظلم در كار آمد « 8 » ، گرد « 9 » سپاه و خاك سياه كردار بديشان « 10 » دربست « 11 » ، شاهت الوجوه در ايشان انداخت تا پايمال دست جهان گشتند و سركوفتهء لشكر حدثان شدند « 12 » ، و قلب و جناح لشكر نمرود را پشه‌اى كه يك جناح بيش نداشت چنان برهم زد كه فلاح و نجاح ميسر نگشت ، و استخوان سينهء اصحاب فيل را به حصائى كه از مخلب منقار « 13 » طيور « 14 » و چنگل صعوهء رنجور به ايشان رسيد رميم و رفات كردند « 15 » تا عالميان بدانند كه سنگ چنگ سماوى اگرچه فلاخن او در دست صعوه باشد « 16 » آن اثر « 17 » دارد كه آن را هيچكس « 18 » رد نتواند « 19 » كرد ، و به ناموس « 20 » كوس و نالهء ناى از گرفت خداى ايمن نتوان « 21 » شد و به حيلت بشر از گشاد تير اجل نمىتوان « 22 » رست :

--> ( 1 ) - متن : بشكنند ، مپ 2 : گردانند ( 2 ) - مپ 2 - چون ميمنه . . . كردند ( 3 ) - مج : به مردان مبارز ( 4 ) - مج : كارى ، بنياد : كارزارى ( 5 ) - متن - صفدر ( 6 ) - مج : مرغزارى ، بنياد : شكارى ( 7 ) - مج : بياراست ( 8 ) - مج : آمده ( 9 ) - مپ 2 - گرد ( 10 ) - مج : را ( 11 ) - مج : نشيب ( 12 ) - مپ 2 - و سر كوفته لشكر حدثان شدند ( 13 ) - مج : بغاث ( 14 ) - مپ 2 : در ( 15 ) - مج : گرديدند ( 16 ) - متن و مج - باشد ( 17 ) - مج : اثرى ( 18 ) - مج : هيچ‌كسى آن را ( 19 ) - متن و مپ 2 و مج : نتوان ، مج : نمىتوان ( 20 ) - مج : و شموس ( 21 ) - مپ 2 و بنياد : نمىتوان ( 22 ) - مج و بنياد : نتوان